محو کن در باده ات جام مرا ، کربلائی کن سرانجام مرا

شیعه ؟ مولای خودت را یاد کن ، جمعه ها با امام زمان عج

سردبیروبلاگ :امیر
تاریخ:ششم مرداد 96-02:15 ق.ظ

شیعیان رسم تشیّع این نبود 
باید این زنگار غفلت را زدود
شیعه ای؟ سنگین چرا گوشّت شده؟ 
عهد و پیمانت فراموشت شده
در ازل با او تو پیمان بسته ای 
پس چرا پیمان خود بشکسته ای
شیعه مولای خودت را یاد کن 
از غم هجران او فریاد کن
هیچ دانی حال مولا چون بّود 
دیده اش گریان و قلبش خون بوّد
هیچ می دانی که قلبش خسته است 
پشت او از بار غم بشکسته است

شیعیان! بس نیست غفلت هایمان!؟ 
غربت و تنهایی مولایمان
ما زخود مولای خود را رانده ایم 
از امام خویش غافل مانده ایم
گرچه از یُمن وجودش زنده ایم 
قلب او را بارها سوزانده ایم
دست مهدی بسته از رفتار ماست 
قفل زندانش همین کردار ماست
ما عبید و عبد دنیا گشته ایم 
غافل از مهدی زهرا گشته ایم....
بی خبر از غصه مولا شدیم 
جملگی سرگرم این دنیا شدیم
از دعا بهر فرج غافل شدیم 
سخت مشغول ره باطل شدیم!
ای که داری ادعای بندگی 
پاسخی داری به جز شرمندگی
غافلی از غربت مهدی اگر 
گشته ای کوفی نداری خود خبر

غفلت از مولای خوبان تا به کی؟ 
این چنین مبهوت و حیران تا به کی؟
ای که از آل عبا دم می زنی 
دم زمهدی پس چرا کم می زنی
مهدی زهرا حسینی دیگرست 
آخرین معصوم نسل حیدر است
غیبت او کربلایی دیگر است 
بهر شیعه ابتلایی دیگر است
کلّ ارض کربلا یعنی همین 
خالی از حجت نمی ماند زمین!
شیعان « هل من معین » آید به گوش 
بشنوید ای حق پرستان این سروش
کیست مهدی را کنون یاری کند 
از امام خود طرفداری کند
کو بُریر و کو زهیر و کو حبیب 
تا نماند مهدی زهرا غریب
کو ابوفاضل علمدار شهید 
سیصد و اندی صحابی رشید
عون و جعفر، اهل ولا و درد، کیست؟ 
اندر این وادی غربت، مرد کیست؟
صبح عاشوراست، دین باور شوید 
بر امام عصر خود، یاور شوید
اسب های رزمتان را زین کنید 
کوچه های شهر را آذین کنید
می رسد از ره ولیّ کردگار 
وارث حیدر، به دستش ذوالفقار




نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر