همانطور که در مطالب قبل گفتیم تصمیمات ناپخته و عجولانه ترامپ در مسائل مربوط به دنیای اسلام کاملا به نفع جبهه مقاومت تمام شده و تقریبا در این حدود یکسال زمامداری این موجود عجیب الخلقه بر خلاف تصورات قبل از روی کار امدنش ، هزینه تراشی برای امریکا و متحدان منطقه ای ان بوده و هیچ درامدی را تاکنون کسب ننموده است. 
از جمله اینها تصمیم به رسمیت شناسی قدس به عنوان پایتخت یهودیان و انتقال سفارت امریکا به ان که می توان گل سر سبد اشتباهات ترامپ نام گذارد.
در کنار اینها عصبانیت سلمان و پسرش از تصمیم ترامپ است ، نه به این خاطر که انها مخالف این تصمیم باشند بلکه به این علت که این تصمیم تمرکز انها بر قضایای اختلاف با ایران و محور مقاومت را از بین برد .تصمیم ترامپ باعث اتحاد مسلمانان با قومیت ها و مذاهب مختلف شد و یک وحدت نظر بی سابقه ای را ایجاد نمود . اوج عصبانیت ال سعود این بود که در پائین ترین رده ها به اجلاس سازمان کشورهای اسلامی ورود نمود. تصور کنید ، وزیر مشاور در امور دعوت و ارشاد ؟! را به این اجلاس فرستاد . این فرد که وهابی تمام عیار است هیچ نمودی در اجلاس نداشت .

معلوم نیست ال سعود و امارات از چه چیزی ناراحت اند. ایا از اعلام حمایت از قدس به عنوان شهر اسلامی و مخالفت با یهودی سازی ان ناراحت اند یا اینکه از ورشکستی انها در پروژه های جدید و قدیم شان در منطقه ؟ 

ال سعود همانطور که بارها گفتیم توان تمرکز و ارامش را ندارد و با سیاست غیر حکیمانه حاکم بر ان هر روز یک شکست و یک ناکامی به سراغش می اید .لذاست که ال سعود از زمین و زمان و از همه چیز ناراحت است .مثل ثروتمندی است که تا دیروز ثروت عظیمی داشت و به یکباره انرا از دست داده و نمی تواند باور کند که حقیقت تازه چیست .تصمیمات الزایمری و سیاست های الزایمری به علاوه سیاست کودکانه با هم تلفیق شده اند و خروجی انها شکست اندر شکست است که به سراغ این خاندان شیطانی می اید .
فلسطینی ها فرصت گرانبهائی بدست اورده اند و باید بتوانند انرا در جهت قضیه مرکزی شان هزینه درست و بموقع بنمایند . فلسطین ها هر چند دچار ضعف استراتژی راهبردی و دچار ضعف در رهبری هستند ولی این وحدت و اتفاق نظر بی سابقه است و باید انرا به کار بگیرند .
هم اسرائیل در مخصمصه قرار گرفته و هم خود موسسه قدرت و ثروت امریکا در مخصمصه است و قدرت مانور زیادی ندارند و بیشتر این تهدیدات و تصمیمات تبلیغاتی است تا واقعی .متحدان منطقه ای که وضعیتشان نیازی به تعریف ندارند و بدون تعارف در بیماری مفرط و ضعف شدیدی قرار دارند.هم عربستان و امارات و هم مصر به عنوان کشورهای اعتدالی و هم کشورهای درجه دومی مثل اردن و غیره تا برسیم به بحرین هیچ توانی در برابر قدرت نوظهور و با پشتوانه و متحدی همچون محور مقاومت را ندارند. اینرا موسسات حاکم بر غرب درک کرده اند و می دانند ادامه پشتیبانی از چنین حکومتهائی فقط هدر دادن فرصت ها و از بین رفتن زمان های طلائی است و هیچ دورنمای اقتصادی که برای منطقه انرژی خیز در نظرشان است وجود ندارد .

انها هنوز این باور که از شتر غرور و از بالا حرف زدن پائین بیاند را ندارند .هر چند در حال کارهای ایذائی از نوع ترامپ و حتی مکرون هستند و هم چنین فرستادن وزیر خارجه شان برای تهدید های تو خالی . انها هنوز ته مانده غرور استعماری شان باقی است و با همان دارند روزگار سر می کنند .ولی مشخص است که این کشتن وقت به نفع انها نیست و اتفاقا به ضرر انها تمام می شود.


غرب هیچ چیزی برای ارائه ندارد و بازی را در این منطقه مهم و فوق فوق راهبردی باخته است .دو راه دارد یا از درخت غرور استعماری پائین بیاید و به اصطلاح بچه ادم بشود و یا اینکه دوباره دنبال وهابیت و صهیونیست ها راه بیفتد و منتظر باشد اینها دوباره برایشان راه تنفسی ایجاد کنند .محور مقاومت منتظر پایان کار در یمن است و عربستان برای بالا بردن دست هایش امادگی دارد و خود سلمان موافق پایان جنگ و دادن خسارت به انصار الله است و فقط تکبرهای صحرائی فرزندش کار را به تعویق انداخته است .
در عراق و سوریه هم باید کار بازسازی اغاز شود . بازسازی سوریه حدود 300 میلیارد دلار و عراق هم حدود 250 میلیارد دلار هزینه دارد .این کار باید فوری و فوتی اغاز شود .البته به نظر ما هنوز یک مسابقه دیگر باقی مانده ولی خوب اگر اتفاق خاصی نیفتد محور مقاومت می خواهد شهرها و اقتصادش را رسیدگی کند .تسلط بر تنگه هرمز باب المندب و دسترسی به دریاهای سه گانه و نزدیک شدن به اروپا و اتصال به افریقا و ایجاد زمینه گسترش روابط به شرق اسیا از دیگر اهداف منطقه و جهانی این محور خواهد بود.مردم منطقه و مستضعفان طول تاریخ که زمانی در اقلیت محض بودند ، امروز اکثریتی قدرتمند و درختی پر شاخ و برگ اند که تمام مولفه های لازم و زیر ساخت های لازم برای پیشرفت و بقای طویل المدت و روی پای خود ایستادن را دارند .
انرمان گذشت که لازم بود تقیه کنیم.مومنان دیگر لازم نیست تقیه کنند.ما همانطور فرمانده سپاه اسلام در شام گفت هر موشک و تهدیدی را با چند برابر ان موشک و ان تهدید پاسخ می دهیم و اصلا لازم نمی بینیم که چیزی را در نظر بگیریم و میانه روی داشته باشیم.اکثریت قاطع داشتن مومنان و مستضعفان در این نقطه حساس  یک تمدن عظیم و بی سابقه در سراسر تاریخ انسانی را نوید می دهد.تمدنی انسانی و اسلامی و معنوی و مادی .تمدنی مبتنی بر خدا گرائی و توحید .تمدنی مبتنی بر ارزشهای انسانی واقعی و احترام حقیقی به کرامت انسانی .تمدنی که ضعف های تمدن مادی را نداشته باشد .تمدنی که سید و سرور ان خدا باشد نه شیطان . چنین تمدنی حلم نیست بلکه واقعیتی است که امروز حتی اگر مستکبران اجازه ندهند انرا با قدرت خود خواهیم ساخت و اتفاقا همین الان راه زیادی از انرا پیموده ایم .
لذا ما در موقعیت حساسی قرار داریم .همه  باید در ماههای اینده تصمیم خود را بگیرند که چه می خواهند بکنند.باید یک وحدت جغرافیائی بین سرزمین های جبهه مقاومت ایجاد شود .یعنی وحدت سرزمینی از افغانستان تا مدیترانه و از سوریه و عراق تا یمن باید ایجاد شود و کشورهای مقاومت باید ضمن اینکه کشورهای مستقلی هستند در عین حال سیاست تعاضد و تعاون و همکاری و ایجاد اتحادیه کشورهای مقاومت و شکوفا نمودن اقتصاد را هم در برنامه داشته باشند .در این اتحادیه کشورهای امارات و حاکمان بحرین و ال سعود حذف خواهند شد و مردم در این نقاط با انتخابات ازاد و مردم سالاری دینی حاکمان خود را انتخاب خواهند نمود.لذا هیچ جائی برای حاکمان فعلی وجود ندارد و حتی حاکمان قطر هم تغییر خواهند نمود. 

ان شاء الله در اینده ابعاد این بحث را بیشتر خواهم گشود.