از مجموعه تحرکات و رخدادهای منطقه ای و فرا منطقه ای اینطور بر می اید که جبهه مقابل محور مقاومت از جنگ نرم و سیاست قطع دست های راس محور مقاومت دست کشیده و به دنبال این موضوع است که بدون حضور فیزیکی ،متحدان سنی خود را به معرکه ای بزرگ با جبهه مقاومت بکشاند و در این راه اهداف متعددی را در سر می پروراند .لازمه چنین کاری این است که جبهه روبروی مقاومت را از هر نظر اماده کند و از طرفی در درون جبهه مقاومت اختلاف افکنی را شدت بخشد و در راس این جبهه یعنی ایران ، با ایجاد بحران های اقتصادی مدیریتی و ایجاد گفتمان در برابر گفتمان غالب تا حد امکان به تضعیف جبهه داخلی ایران اقدام نماید .برای اینکار از سالها قبل بصورت موریانه وار در حال شبکه سازی و کادر سازی است و به نظر می رسد مهمترین اقدام در دست تهیه انها ایجاد بحران اقتصادی و ایجاد نارضایتی در بین عموم مردم و شکاف بین حاکمیت و مردم در سرلوجه کار برنامه های انان قرار گرفته است .متاسفانه در درون برخی دستگاه ها افرادی هستند که گرای این کارها را به دشمن داده اند و نقاط قوت و ضعف اقتصاد کشور هم اکنون تمام و کمال در اختیار دشمن است .

استراتژی ترامپ کاملا واضح است .ترامپ توان ایجاد جنگ به وسیله نیروهای امریکا را ندارد و هیچ شکی در این نیست ولی ترامپ به دنبال چیز دیگری است .او می خواهد کشورهای سنی را به جان ایران بیاندازد و تمام سفرهای مقامات امریکا برای انجام این کار است و اگر این اتفاق بیافتد به خودتان شک راه ندهید که این لشکر همان سفیانی است که در روایات ما درباره او بحث شده و معرف حضور همه منتظران است .مومنان و منتظران بدانند سفیانی همین گروهی است که امریکا دارد انها را اماده جنگ با شیعیان می نماید و بزودی کارهای تبلیغاتی پیشقراول این ائتلاف شیطانی هم با شدت کار خود را اغاز خواهد نمود.پائین کشیدن فتیله جنگ در سوریه و یمن نیز جز برای تمرکز بر این ابر پروژه نیست .

همانطور که گفتم بخشی از این ابر پروژه مربوط به داخل ایران است و ایجاد نقار و اختلاف و فریب دادن افکار عمومی در صدر برنامه های انها قرار گرفته است و همانطور که حضرت آقا مقام معظم رهبری حفظه الله فرمودند برای سال 98 برنامه های ویژه ای تدارک دیده اند و به نظر من این برنامه انها از سال اینده تا 3 سال بعد بصورت مرحله ای به مرحله اجرا در می اید .متاسفانه دولت با رها کردن معیشت مردم دانسته یا ندانسته در این مسیر حرکت می کند .دولت اگر نمی تواند باید شجاعت کنار کشیدن را داشته باشد و دولت می داند مردانی هستند و اماده اند که این بار را به دوش بگیرند و به منزل برسانند.گام دیگر کاهش بودجه قوای نظامی بود که با تدابیر رهبری فعلا مسکوت مانده است ولی دولت به اروپا قول داده که بودجه نظامی را کاهش دهد و به اروپا به اصطلاح اوکی داده است .ایا دولت نمی داند اروپا و امریکا در برابر ایران در تعامل با هم حرکت می کنند و هر دو هدف واحدی را دنبال می کنند؟ ایا دولت اروپائی ها را باور کرده است؟ 

سفرهای جان بولتون صهیونیست و پمپئو وزیر خارجه به کشورهای منطقه سفرهای جنگی و برای ایجاد مقدمات جنگ هستند اگر غیر از این بود چگونه وزیر خارجه جرات می کرد از عراق بخواهد روابط با ایران را قطع کنند .اگر غیر از این بود امریکا و متحدانش برای چه به سوریه دارند نزدیک می شوند و حتی ترامپ از عربستان می خواهد بازسازی سوریه را تقبل کند ؟ در مقابل این اقدامات مسئولان ما را ببینید مشغول چه کارهایی هستند.
منتظران عزیز بدانند تصمیم قطعی بر ایجاد جنگ منطقه ای فراگیر با اولویت نسل کشی شیعیان گرفته شده است و این واقعیتی است که مثل روز روشن است.تمرکز همزمان بر تضعیف معیشت مردم و کشاندن مردم به خیابان ها و تماشاگر بودن دولتمردان ما از عجایب روزگار است .تمرکز بر کاهش قدرت موشکی ایران در همان راستای جنگ منطقه ای است که فشار اروپا برای کانال مالی با ایران منوط به کاهش قدرت دفاعی و قدرت موشکی است .دولت نباید فریب بخورد چرا که در تاریخ بی ابرو خواهند شد .
درباره استعفای وزیر خارجه که شایعات از ان رسید و تکذیب شد ولی باید این را گفت اگر اقای ظریف به فکر استعفا افتاده است اولا کار بسیار خوبی است و اتفاقا خیلی دیر انجام شده است .وی باید همان موقع خروج امریکا از برجام باید استعفا می داد و امروز باید از کنار رفتن رئیسش هم صحبت کنیم .دولت برجامی هیچ راهکاری برای خروج کشور از مشکلات فعلی ندارد و باید یک دولت انقلابی ولائی و مردمی سر کار بیاید .الان هم دیر است .ممکن است ما موقعی به این فکر بیفتیم که سوریه و عراق را از دست داده باشیم .دولت خودش اقدام کند چون احترام به رای مردم اجازه نمی دهد فرد یا گروه دیگری به این کار اقدام کند.

برغم همه مشکلاتی که مظلومان دارند باید این را در خاتمه بگویم که بر خلاف همه تحلیل ها این غرب و این اسرائیل و متحدان عربی انها هستند که به بن بست رسیده اند و روزی نمی گذرد که شکستی در کارنامه انها ثبت نشود .اسرائیل در بن بست قطعی است و شیعیان بر مراکز ثروت منطقه که جهانی هستند مسلط اند .حزب الله خنجری در پهلوی اسرائیل و انصار الله خنجری در پهلوی سعودی هستند و مراکز نفتی خلیج فارس هم هر وقت اراده شود به تصرف در خواهند امد و هیچ کس شکی در این رابطه نداشته باشد .محور مقاومت برغم سختی ها و مشکلات با خویشتن داری منتظر است که دشمن انتحاری عمل کند .دشمن مجبور است در نهایت انتحار کند .برغم انچه درباره سفیانی می گویند اتفاقا پروژه سفیانی ، اوج و فینال انتحار مستکبران و ظالمان است و نه اینکه نشانه اقتدار انها باشد .او نشانه ضعف و بیچارگی انهاست .

حرکات ترامپ از روی قدرت نیست و از روی ضعف و بیچارگی محض است .انها هیچ تیری در کمان خود ندارند جز انکه در بالا عرض کردم .متحد منطقه ای ترامپ یعنی وهابیت اگر تمام زور خود را بزند و با تغییر ماسک بتواند سفیانی را روانه میدان کند همه ما می دانیم عمر سفیانی چند ماه است ، بعد از ان چه ؟ دوستان توجه کنند انها برای بعد از سفیانی بدیلی ندارند و همه ترس و نگرانی انها از همین نکته است .رو کردن سفیانی یعنی به نهایت رسیدن امپراتوری چند هزار ساله باطل و به همین خاطر تا حد امکان استفاده از این مسئله را به تاخیر می اندازند و فکر می کنند این تاخیر به نفع انهاست .

امیدوارم توانسته باشم تا حدی انچه در ذهن دارم را به خوانندگان عزیز منتقل کنم و منتظر بازخورد مطلب توسط دوستان عزیز می مانم.


فتح سفارتخانه دولت امارات در دمشق اهمیت نمادین زیادی دارد و یکی از مهم ترین انها ، گردن نهادن به تفوق و برتری محور مقاومت در منطقه است.کاری که باید 8 سال زودتر انجام می دادند و بیخود و بی جهت در برابر محوری که قدرت نظامی و جمعیتی منطقه را بر عهده دارد ، پهلوان بازی در نمی اوردند .امدن امارات و بدنبال ان بحرین نمی تواند بدون چراغ سبز سعودی انجام شده باشد چرا که این دو کشور مخصوصا بحرین ال سعود را به عنوان مرجعیت منطقه ای خود نگاه می کنند .با فتح این سفارات باید منتظر بازگشت عربستان و بقیه عربها و حتی اروپا و امریکا هم باشیم .این تغییرات سیاست خارجی چیزی جز گردن نهادن به اقتدار منطقه ای محور مقاومت نیست .اما ایا با این بازگشت فتنه های این کشورها هم تمام می شود ؟ پاسخ خیر است این کشورها عادت کرده اند انچه با زور نمی توانند تصرف کنند را با سیاست و صلح بدست اورند .نحوه مواجهه دولت سوریه در این میان اهمیت دارد و باید بدانند این کشورها چنگال خون الود خود را که باعث کشتن و اوارگی میلیونها انسان سوری شد را زیر دستکش مخملی پنهان می کنند.

با بررسی مسائل روزهای اخیر از این تغییرات دو هدف عمده دنبال می شود.اول نزدیکی به سوریه برای دور کردن ان از محور مقاومت و خاصه ایران به لطایف الحیل و دوم ایجاد جای پا برای هر گونه اقدام احتمالی اینده مثل کودتا یا تقویت مجدد گروههای تندرو و معتدل به مسمیات گوناگون.دولت سوریه امروز با این بازگشت ها باید حتی از دوران جنگ جهانی که علیه این کشور انجام شد هم باید نگران تر باشد چرا که هرگز به این مارهای خوش خط و خال نمی توان اطمینان کرد.سوریه باید تلاشهای ایران و حزب الله لبنان را سرلوجه کار خود بداند و هرگز اشتباه تاریخی عراقی ها در اطمینان به امریکا و غرب و متحدان انها را تکرار نکند چرا که اگر اینطور شود حتی همین ارامش نیم بند را نخواهند یافت.

نکته اخر اینکه به نظر می رسد حاکمان دنیا در اینده برای ایران برنامه ای داشته باشند و نزدیکی به سوریه فقط تله ای باشد برای زدن دست های قدرتمند تهران و برای این باشد که از پشت جبهه اینده خود اطمینان حاصل نمایند و سوریه را به سمت خویشتن داری یا بی طرفی با هدف ایجاد فاصله بین اجزای مقاومت با راس این جبهه وادار نمایند.دولت سوریه باید بداند اولین متضرر این اقدام خودشان خواهند بود چرا که قلعه ایران در هر حالتی فتح نخواهد شد و این قطعی و بی تردید است .جبهه مقاومت و انتظار باید یک پیکر واحد باشد از مزارشریف تا سواحل دریای مدیترانه تا یمن و غیره باید در راستای همدیگر عمل کنند و اصول کار فراموش نشود.


در روزهای اخیر جاهلان مزد بگیر دشمن جبهه مقاومت مجددا وبلاگ صبح قریب را آماج جهالت و بد دهنی قرار دادند و حقیقت شیطانی و ضد بشری خود را اشکار نمودند و دشمنی خود با منطق و اخلاق و گفتگو را به نمایش گذاشتند که بدین وسیله اعمال انها از نظر ما محکوم است لکن ما مقابله به مثل نمی کنیم و صبورانه به راهمان ادامه می دهیم.

در ماه های اخیر حساسیت شرایط منطقه از دیده ها پنهان نیست و هر روز اتفاقی تازه می افتد و جهانخواران از حرکت رو به جلوی جریان مقاومت و انتظار در نگرانی عظیم و هول و هراسی تاریخی انها را فرا گرفته و سلطنت هزاران ساله خود را در خطر حتمی می بینند برای همین فشارها بر راس جبهه مقاومت و انتظار افزایش یافته و تمام توانشان را به میدان عمل اورده اند.
حجم عظیمی از سلاح که تجمیع این مقدار اسلحه در منطقه در هیچ برهه ای سابقه نداشته نشان می دهد دشمن خود را برای جنگ قطعی اماده و مهیا می سازد .انها برای این نبرد تاریخساز تمام ثروت خود و متحدان منطقه ای و جهانی خود را به میدان اورده اند و حجم خرید اسلحه توسط  کشورهای منطقه و حجم ارسال اسلحه و نیرو به اسرائیل و اردن هیچگاه حتی در زمان جنگ جهانی دوم و بعدها جنگ اعراب و اسرائیل و جنگ امریکا و عراق به این شکل و با این کمیت و کیفیت سابقه نداشته است .
برغم این مسائل نگران کننده ما امیدوارانه چشم انتظار جرقه اغاز اختلاف در آل سعودیم که کلید اغازگر اختلافات خواهد بود و باعث پریشانی و از بین رفتن مرکزیت دشمنان در منطقه خواهد بود.ما در گذشته شخصیت ترسو و مردد افرادی چون احمد و متعب و ولید و بن نایف و غیره را برای دوستان تشریح کرده بودیم که گزارشات اخیر صدق کلام ما را اثبات نمود .لهذا ضمن مهم بودن حوادث مختلف منطقه ای و جهانی ،انچه اهمیت حیاتی برای تکیه زدن بر رکن ابراهیمی دارد ، اغاز اختلاف و دو دستگی و تشتت و تفرق بین ال سعود است که به اذن الهی این اتفاق نزدیک تر از همیشه است و ما همین امسال و سال اینده منتظر ان هستیم ان شاء الله تعالی 
متاسفانه از این سو به سبب دولت لیبرال متمایل به غرب  مردد غیر تصمیم گیر و غیر قاطع ، فرصت ها در حال از دست رفتن است و ممکن است خدای نکرده جبران این مسئله به این سادگی ها امکان پذیر نباشد .اطمینان جریان مقاومت و انتظار البته به وجود ذی قیمت رهبری گرانقدر ، این کشتیبان ، این شاخص حق  از باطل است که مومنانه و مظلومانه ناملایمتی ها را تحمل می کند و چشم به مولایش امام زمان عج دارند .

رهبر ایران مصداق حقانیت و حقیقت انسانیت امروز است و اوست که تمام مقدمات ظهور را محقق و مهیا خواهد نمود.بدون شک او سید خراسانی ما خواهد بود و در این به اذن حق هیچ تردیدی نداریم.دهها میلیون انسان ازاده و شجاع به این روحانی پاکباخته چشم دوخته اند .او شیاطین فراماسون حاکم بر دنیا را با حکمت و شجاعت خود گیج کرده است .این را فردی چون من می گوید که هرگز تا روز ظهور نام و فامیل خودم را افشا نمی کنم(اگر تا انروز زنده ماندم) بنابراین هیچ درخواست مادی و مقام و منزلتی از این سخنانم ندارم .
لذا به ریسمان الهی که در وجود مقدس سید علی خامنه ای امام و جلودار قافله ظهور متجلی است چنگ بزنیم و بدانیم بدون او ظهوری نخواهد بود.


تحولات درونی خاندان حکم در عربستان شکل دراماتیکی به خود گرفته است و بن سلمان برای رسیدن به پادشاهی ظاهرا چاره ای جز از میان بردن مخالفان ریز و درشت خود ندارد .خبرهای منتشر شده مجتهد و الغامدی به خودی خود کافی است تا عمق نگرانی سلمان و پسرش را نشان بدهد.دوستان بدانند که درست است بن سلمان به ظاهر در حال سفر به امارات و بحرین است ولی شک نکنید که وی بعد از هر چند ساعت به ریاض بر می گردد تا جلوی هر گونه تحرکی از جانب شاهزادگان ناراضی را بگیرد .به عبارتی او در حال رفت و برگشت دائم بین سفر به امارات و بحرین و برگشتن شبانه به ریاض است .شاهزادگان سعودی هر چند به اندازه نام خود ظاهر نشده اند اما به هر حال اوراقی را برای بازی کردن در اختیار دارند .
تحولات منطقه به شکل عجیبی به سود جبهه مقاومت است و انها هر کاری می کنند و به هر اقدامی دست می زنند نتیجه را به سود خود نمی یابند .وضع و حال امروز دو متحد قدیمی یعنی اسرائیل و ال سعود بهترین شاهد ماجراست .اگر بگویم ماسون ها امروز هیچ نگرانی جز برای متحدان عربی عبری خود در ظل پیشروی اسطوره ای جبهه مقاومت ندارند سخن گزافی نگفته ام.اگر غیر از این بود انها هرگز دلیلی برای به قدرت رساندن ترامپ نمی یافتند و بزودی و با تو زرد درامدن ترامپ و ادامه شکست ها خود را در موقعیتی خواهند یافت که جز با اوردن اخرین منجی خود یعنی سفیانی و ایجاد نبرد مذهبی به هر قیمتی ، به قمار بزرگی دست خواهند زد .
شکست سعودی و امریکا و اسرائیل در جنگ یمن و مقاومت افسانه ای انصار الله نشان داد که بر خلاف تصور ، یمن حلقه ضعیف تر محور مقاومت نیست و اتفاقا یکی از ستون های جبهه حق است .ازمایش بن سلمان در نبرد یمن به انها فهماند که این فرد توان اجرای نقشه های مورد نظرشان را ندارد و اتفاقا خود بن سلمان پاشنه اشیل شان خواهد شد چون در عین بیکفایتی حاضر به کنار رفتن از قدرت نیست و متحد قدیمی حاکمان دنیا قبل از اجرای نقشه مورد نظر دچار تفرقه و تشتت خواهد شد و باعث خراب شدن بقیه اجزای پازل خواهد شد .جنگ یمن را چه خاتمه دهند چه ادامه بدهند تاثیری در سرنوشت انها نخواهد داشت و انصار الله یمن بزودی اماده نفوذ به مراکزحساس عربستان خواهند شد و هر چقدر هم بخواهند انها را تضعیف کنند در نهایت این گروه کار خود را به سرانجام خواهند رساند و در این تردیدی وجود ندارد و خود انها دقیقا این موضوع را می دانند.
به هر حال ماسون ها با کارت تکفیری های داعش و با کارت ایجاد اختلاف بین  مردم ایران و عراق و با کارت تحریم ها بازی کرده اند و نتیجه نگرفته اند .انها دو کارت دیگر دارند اول ایجاد یک جنگ جهانی و نیز فرستادن اخرین منجی خود یعنی سفیانی .این دو موضوع را هم اگر مجبور شوند رو خواهند نمود و این موضوع با وضعیت اسرائیل و ال سعود ارتباط مستقیم خواهد داشت .
 از طرفی به طور مصداقی نبرد یمن و نبرد کوتاه چند روز قبل با جهاد اسلامی و حماس ضعف ساختاری ال سعود و اسرائیل را به خوبی نشان داد و ثابت کرد وقتی دو وزنه مهم جبهه باطل در برابر دو حلقه به ظاهر ضعیف تر محور مقاومت قرار می گیرند انکه شکست می خورد چه کسی است و الان اسرائیل و عربستان در یک بن بست استراتژیک گرفتار شده اند و نه راه پس دارند و نه راه پیش.تازه اینها به شکل ظاهری دو نیروی تازه کار و محاصره شده ما هستند و اگر قرار به جنگ با حزب الله و ارتش سوریه و حشد الشعبی و البته سپاه ایران باشد اوضاع کاملا متفاوت خواهد شد .اسرائیل اگر جنگ کند شکست می خورد و ضعیف تر می شود و عربستان هم مرزهایش مورد تهدید واقع شده و گرنه چرا به نبرد الحدیده ادامه ندادند؟ یکی از انها بگوید چرا نبرد الحدیده در استانه ورودی این شهر را رها کردند؟ 

دوستان عزیز درست است که اوضاع ما سخت است ولی فکر نکنیم جبهه باطل روبروی ما وضعش خوب است .ما زمین را در اختیار داریم و انها جای پایشان محکم نیست .ما چند میلیون کیلومتر را در اختیار گرفته ایم و عرصه هر روز بر انها تنگ تر می شود .بر خلاف انچه تصور می شود ابتکار عمل با محور مقاومت است و تنها چیزی که انها در دست دارند زمان شروع جنگ است .انها جنگ را شروع می کنند و ما تمام خواهیم کرد .انها شروع می کنند ولی بعد از اولین شلیک ابتکار عمل از دستشان خارج می شود .
لذا ما منتظر خواهیم ماند تا چه زمانی بن سلمان دست به تصفیه درون خانوادگی خواهد زد و چه زمانی اسرائیل مجبور به جنگ شمال یا جنوب خواهد شد .ایا حاکمان دنیا چاره را در راه انداختن یک نبرد جهانی خواهند دید یا اخرین منجی شان را خواهند فرستاد.ما چشم از یمن بر نمی داریم .چرا که فرج ما از انجاست .ما بزودی منتظر خبرهای خوب از حجاز خواهیم بود تا بازی نیروهای صفحه شطرنج جبهه باطل را مشاهده کنیم.


نمی دانم محمد بن سلمان با وجود فشارهای شدید ناشی از جنگ یمن و قتل جمال خاشقچی در منصب خود باقی می ماند و به پادشاهی می رسد یا نه ولی انچه تقریبا واضج است اینکه آل سعود دیگر فرصتی برای جبران جنایات خود ندارند و از این به بعد بر شدت و کمیت این جنایات خواهند افزود .این نظام مثل خواهر خوانده خود در سرزمین اشغالی تقریبا همزمان بر دو نقطه خاص الخاص از بلاد اسلامی سیطره یافتند .یهودیان اسرائیلی بر قبله اول مسلمین و مهد ادیان بزرگ ابراهیمی مسلط گردید و یهودیان درعیه ال سعود بر دو مرکز عظیم و قطب عالم اسلام یعنی مکه و مدینه سیطره کامل یافتند.ال سعود چندی قبل از امدن یهودیان و برای ایجاد مقدمات و جمع کردن انها از اقصا نقاط دنیا به قدرت رسیدند و عبدالعزیز و رئیس جمهور وقت امریکا بر بسیاری مسائل از جمله امدن یهودیان به خاورمیانه اتفاق نظر پیدا کردند .ال سعود دولت جدید خود را از سال 1932 میلادی ااز کردند و تقریبا از حدود همین سال یهودیان شروع به مهاجرت به فلسطین نمودند تا اینکه فقط 16 سال بعد اعلامیه بالفور منتشر شد .لذا این دولت همزاد همدیگر و از همان روز اول متحد و پشتیبان هم بوده و هستند .

امروز محمد بن سلمان با اشتباهات خود انسجام خاندان آل سعود را به هم ریخته و دیگر نخواهد توانست این وحدت را به عقب برگرداند و این خاندان در مسیر فروپاشی حتمی قرار گرفته است و حتی می توان ادعا کرد همین الان هم فروپاشیده است .سوالی که امروز مطرح است اینده ال سعود و کلا سرزمین شبه جزیره بطور کامل است .در اینجا دو احتمال مطرح است .احتمال اول برکناری محمد بن سلمان توسط پدرش و جایگزین شدن یکی از پسران سلمان ترجیحا خالد به جای وی است .احتمال دوم به پادشاهی رسیدن محمد بعد از مرگ یا کنار رفتن پدرش از قدرت است که کنار رفتن سلمان در ظرف و شرایط فعلی بعید است و وی حداقل تا زمان بازسازی چهره محمد به پادشاهی ادامه خواهد داد و کیست که نداند صاحب قدرت اصلی در ریاض محمد است .
در هر دو فرض فوق سرانجام ال سعود فروپاشی و سقوط حتمی است حتی اگر تمام قدرتهای دنیا به کمکش بیایند .در هر دو فرض اختلافات ال سعود به داخل خاندان و مسلحانه خواهد شد و هر روز امیری پادشاه و چند هفته یا چند ماه یا چند روز بعد کشته یا برکنار خواهد شد تا اینکه سرانجام به طور کامل سقوط کنند.این فرضیه ها فقط مستند به روایات نیستند و بدون نگاه به روایات هم می توان چنین سرنوشت محتومی را برای ال سعود متصور بود.
چه بر سر محمد بن سلمان خواهد امد؟
بن سلمان امروز بر کرسی به ظاهر قدرتمند و ثروتمندی تکیه زده ولی همه از جمله سازمان های جاسوسی غرب و شرق می دانند که درون این هسته قدرت چقدر سست و ضعیف و فرتوت شده و با کمترین فشاری سقوط خواهد نمود.بن سلمان با تحقیق و یقین یکی از ذلت بارترین سرنوشت های همه امرا و پادشاهان سعودی و  خونین ترین انها را تجربه و به شکل شگفت انگیزی کشته خواهد شد و با کشته شدن وی دیگر کسی توان سلطنت حتی 6 ماهه را هم نخواهد داشت .بن سلمان به احتمال قریب به یقین مصداق شخصیت مهمی را بازی خواهد کرد که جوی خون براه خواهد انداخت ولی عاقبتی سخت و جانکاه در انتظارش خواهد بود.بن سلمان همان کسی است که منطقه را به سمت نابودی و جنگ و کشتارهای بی نهایت سوق خواهد داد.بن سلمان اخرین پادشاه یا حاکم سلسله سعودی خواهد بود که بعد از او دیگر پادشاه قدر قدرتی نخواهد امد.
همانطور که ال سعود قبل از یهودیان به قدرت رسیدند دقیقا مدتی قبل از انها قدرت را از دست خواهند داد و به فاصله اندکی از انها برادران یهودی انها در فلسطین هم طعم تلخ سقوط را خواهند چشید و این کلام را نه از روی احساسات بلکه با مطالعه دقیق و متقن و مستدل به دست اورده ام و برای نوشتن این مطلب از خدا و ائمه ع مدد جسته و می جویم .
تقریبا خط سیر حوادث منطقه ما مشخص شده و حدود و ثغور دو جبهه مقابل هم کاملا عیان گردیده است .وضعیت مرحله نیمه نهایی را پشت سر گذاشته و به سمت فینال حوادث و اتفاقات بزرگ در حرکت است .کشورهای اقماری و متحد امریکا و اسرائیل کاملا و علنا وارد تصمیم گیری نهایی خود شده اند و به جز یکی دو کشور بقیه موضع و گارد نهایی خود را اتخاذ کرده اند .امارات بحرین قطر عمان  سودان لیبی تونس مغرب بخشی از یمن و عربستان رسما متحد اسرائیل شده اند.اردن و جماعت محمود عباس و مصر که از گذشته با اسرائیل مشکلی ندارند .لذا منطقه اماده اوردگاه نهایی شده است .در طرف مقابل هم تا حدی شرایط مشخص است .ایران حزب الله لبنان سوریه بخشی از غزه و انصار الله یمن حشد الشعبی عراق به طور یکپارچه محور خود را تشکیل داده اند 


کلید خوردن مجدد تحریم های ضد بشری دولت ایالات متحده علیه ایران صفحه ای دیگر در سجل جنایات 150 ساله این کشور گشود و ثابت کرد این ملت و دولت هرگز اصلاح نخواهند شد.بازگشت کامل و جامع تر تحریم ها نقض کامل برجام کذایی و پاره کردن رسمی و عملی آن بود .جا دارد دولتمردان به جای فکر کردن به اموری که بسیار کوته نظرانه هستند ، به منافع ملی بند مدت کشور توجه کنند .اقتصاد ایران شوک افزایش قیمت ها را به خاطر بی کفایتی دولتمردان و بازگشت تحریم ها تجربه کرده و تورم و رکود و مشکلات اقتصادی به مدد عملکرد و اصرار دولت بر تکیه بر سراب برجام به رکوردهای تاریخی دست پیدا کرده است ، دیگر منتظر چه هستند؟
حقیقتا وضعیت بغرنج و سختی بر نحوه پاسخگوئی ایران به اهانت های امریکا به منافع و عزت ملی ایران حاکم است و باید یک تصمیم قاطع اتخاذ و کار از دست دولت فعلی خارج شود .بی عملی و بی کفایتی و عدم تصمیم و تردید ها کار را به جایی رسیده که در یک شب ارتباط تمام بانک ها با شبکه جهانی مبادلات قطع و صدها کشتی هواپیما و صنایع نفت گار پتروشیمی و صدها شخص و ارگان کشور به زیر گیوتین تحریم برده می شود و از طرف ما هیچ اقدامی حتی به صورت نمادین انجام نمی شود.این موضوع حتی در زمان ذلت ایران در دوران قاجار و در جنگ های ایران و روس هم اتفاق نیفتاده بود و در ان زمان حداقل علما و مردم تحرکاتی داشتند و اقداماتی انجام می دادند.اینبار اما دولتیان مانند کسی هستند که نه راه پس دارد نه پیش ،در حالی که می توان با قاطعیت همچون دوره قبل امریکا را به التماس برای مذاکره کردن با ایران انداخت .
می توان با تصمیم ملی و قاطع ، دوباره امریکایی ها را روانه مسقط نمود، تا قابوس به دادشان برسد .
ماهها و حتی سالهای التماس اوباما و دولتش یادمان هست ؟ هنوز که چند سالی نگذشته .چه شده که ان دوران پر افتخار و در عین حال سخت جایش را به ضعف و هراس و سکون و تردید در اتخاذ تصمیم داده و از سنگ صدا در می اید ولی از حضرات در وزات خارجه و پاستور هیچ صدایی در نمی اید .به خیال خام خود به اروپا و کور سوی امید ان امید دارند و فکر می کنند اگر اروپا هم خاطرش مکدر شود دیگر دنیا به اخر خواهد رسید و مرگ و زندگی ایرانیان دست اروپاست .
عجیب است از کسی که درس دین خوانده و در حوزه علمیه بوده و با قران باید محشور باشد ولی خطاب های الهی را نداند و به قدرتی غیر از آن واحد قهار جبار متکبر و شکاننده شوکت فرعونیان ، متکی شود .به روزی دهنده و رزق افرین اصلی پشت نکنیم و بدانیم که نصاری و یهود هرگز از ما راضی نخواهند شد مگر انکه ما را جزو ملتشان قرار دهند .


پرونده قتل روزنامه نگار سعودی جمال خاشقچی برای ال سعود تبعات جهانی زیادی داشته و از برخی جهات حتی از تبعات حمله های 11 سپتامبر هم بیشتر بوده است .این قتل فجیع و ضد انسانی افکار عمومی جهانیان را علیه ماهیت واقعی و حقیقی این رژیم تاریک اندیش که دهها سال است از طریق تکفیر دیگران ارتزاق می کند شوراند.اگر بخواهیم این موضوع و تاثیرش بر نظام حکم در عربستان را بررسی کنیم  چند مطلب را همزمان باید بررسی کنیم .
قتل روزنامه نگار سعودی در استانبول صلاحیت بن سلمان برای رهبری عربستان و ال سعود در اینده را زیر سوال برده و غرب به دنبال مهره ای دیگر در بین ال سعود برای حکمرانی بر این کشور نفت خیز است.غرب می داند که ال سعود سوپاپ اطمینان اسرائیل هستند و هرگز نمی توانند از خدمات ان مستغنی شوند .مشکل امریکا با ذائقه ترامپ این است که کسی با پارامترهای مورد نظرش ، برای هدایت عربستان وجود ندارد و ال سعود ضعیف و حاکمیتشان سست تر از هر زمانی است و مشکلات امنیتی عربستان بیشتر از ان است که بتوانند مانند گذشته به حاکمیت خود ادامه دهند.بن سلمان ان تعداد کم که قادر به اداره عربستان بوده اند را به شدت تضعیف و اراده انها را تحت الشعاع قرار داده و کاریزما و شخصیت رهبری انها را از بین برده است .از جمله این افراد متعب بن عبدالله بن عبدالعزیز و احمد بن عبدالعزیز و مقرن هستند که با اقدامات بن سلمان صلاحیت مدیریتی انها به شدت مورد سوال قرار گرفته است .بن سلمان کاری کرده که امریکا جز به او به فرد دیگری فکر نکند.قتل خاشقچی به امریکا و غرب ثابت کرد که افکار محمد بن سلمان بیش از اندازه شخصی و کودکانه است و یک رجل دولتی شش دانگ نیست .شیوه های مدیریتی بن سلمان بیش از حد قبیله ای است و بیشتر به درد دوران قرون وسطا می خورد تا قرن 21 .لذا غرب هم اکنون به دنبال کسی است که بتواند ضمن داشتن اقتدار ،بتواند رویکردهای انسانی تری ولو به ظاهر داشته باشد .این افراد نگاهشان به فرزند دوم سلمان است که خالد نام دارد.
از طرفی غرب نگران است که تغییر بن سلمان یک ریسک و قمار حساب نشده ای باشد که دولت ال سعود را خیلی زود در معرض سقوط و فروپاشی قرار دهد .هر چند غرب می خواهد که دولت سعودی را تجزیه کند ولی زمان فعلی را مناسب نمی داند و می داند که اگر این اتفاق بیفتد با دو نیروی متضاد مواجه می شود که این دو همزمان علیه غرب عمل خواهند کرد .لذا غرب توان انجام این ریسک را ندارد .تغییر بن سلمان باعث اختلال در نظم مستبدانه موجود خواهد شد و ضمن انکه خود بن سلمان حاضر به قبول انتقال قدرت نخواهد شد ، باعث ایجاد گسل های شدید و پرنشدنی در بین خاندان حکم سعودی می شود و امنیتی ترین نظام دنیا با اهمیت نفتی و انرژی ، در مسیر گردباد قرار خواهد گرفت .لذاست که غرب بین ادامه حکومت سلمان و محمد پسرش و تغییر محمد بن سلمان با ابقای قدرت در خانواده سلمان قرار گرفته و هر کدام از این دو برای غرب و اسرائیل مخاطراتی دارند و خالی از خطر نیستند.غرب می داند اگر بن سلمان را از قدرت بردارد نمی تواند مهره ای مثل او برای مقابله با ایران پیدا کند .هر چند در اصل اینکه بن سلمان بتواند جلوی پیشروی منطقه ای ایران را بگیرد هم اما و اگر فراونی وجود دارد و ایران می تواند به راحتی بر بن سلمان غلبه کند ولی به هر حال غرب مهره ی با اندازه های وی در خاندان ال سعود پیدا نکرده است و مجبور است با همین مهره ادامه دهد.
مشکل غرب با بن سلمان است که او در بین خاندان خود هم دشمنی زیادی ایجاد کرده  و انسجام این خانواده جزئی از تاریخ شده است.این فرصتی برای مخالفان ال سعود به طور عام است که از زیر ضرب گیوتین این خانواده اندکی خارج شوند و مطمئنا بن سلمان تا ابد نمی تواند در کشتی زندگی کند و بالاخره باید به خشکی پا بگذارد .مراکز اطلاعاتی غرب مطمئن هستند عربستان چه با بن سلمان و چه بدون او در معرض سقوط حتمی و قطعی قرار گرفته اند .تاکتیک های غرب تا زمان مشخصی می تواند به حیات این نظام مستبد جان بدهد و بالاخره زمان تغییر بزرگ فرا خواهد رسید.
اختلافات داخلی و جنگ یمن به شدت ال سعود را تضعیف کرده و این رژیم پلیسی خیلی سخت بتواند همچنان با مشت اهنین حکومتش را ادامه بدهد .غرب این را می داند و خبرهای انها از درون خانواده پادشاهی از همه بیشتر است و کینه های قبیله ای انها را از زمان دور می شناسد.به هر حال غرب در تکاپوی حل مشکل در عربستان است و نیروهای امنیتی غربی بیش از گذشته در عربستان فعال شده اند.
در همین حال گماشته بن سلمان در وزارت خارجه دیروز سخنان مضحکی بر زبان جاری کرد .عادل الجبیر که هنوز چند روز از قتل فجیع جمال خاشقچی به ان شکل غیر انسانی نمی گذرد ، معلوم نیست در کدام حال و هوا سیر می کند که گفت نگاه عربستان نگاه نور و نگاه ایران نگاه تاریکی است .عجیب است که این سخنان در روزهایی که قتل فجیع جمال تیتر یک تمام رسانه هاست زده می شود و نشان می دهد این وزیر مسلوب الاراده و اختیار در جهان دیگری سیر می کند که اینگونه سخن می راند.این سخنان مثل همه سخنان این گماشته جدی گرفته نشد .الجبیر مدتهاست جدی گرفته نمی شود و برای خودشیرینی حرفهای بزرگتر از دهانش می زند .او عادت کرده حرفهای شاذ و بی معنی بزند تا بتواند چند هفته ای به وزارتش ادامه دهد.


اردوغان امروز اعلام کرده که بزودی به شرق فرات حمله خواهد نمود.او این سخنان را در جمع تکاوران ارتش ترکیه گفته و تاکید کرده که ما ارتش ما قدیمی ترین ارتش را دارد.براساس روایات در استانه خروج سفیانی نبردی عظیم و مهلک بین نیروهای باطل رخ خواهد داد و 100 هزار نفر و به قولی 300 هزار کشته می شوند.امام باقر ع می فرماید "در ساحل فرات نبردی ایجاد خواهد شد که از زمان خلقت ادم و خلقت اسمانها و زمین رخ نداده است و بعدها هم رخ نخواهد دادسفره ای که پرندگان و درندگان از ان سیر خواهند شد"هم چنین امام علی ع فرمود"سفیانی بر شام غالب می شود انگاه نبردی در قرقیسیا بین انها ایجاد می شود که پرندگان و درندگان از زمین از ان سیر خواهند شد"
پیامبر ص از کوهی از طلا و نقره در فرات صحبت فرموده و حتی فرموده قیامت برپا نمی شود مگر انکه فرات کوهی از طلا و نقره ...
انچه به نظر می رسد این است که قرقیسیا بعد از سفیانی یا نزدیک به خروجش رخ می دهد.این واقعه باعث تضعیف ارتش قوی و مسلح سفیانی می شود و بعد از قرقیسیا سفیانی تضعیف و زمینه شکستش توسط مردمی از شرق اماده می شود .
ابتدا و انتهای نبرد قرقیسیا به سود جبهه امام زمان عج تمام خواهد شد و سپاه امام عج به واسطه این نبرد از شر تعداد کثیری از کافران و منافقان در امان خواهد بود.
در سالهای اخیر از فرات و شرق فرات و حتی در روایات از کنج فرات زیاد می شنویم و این خبرها در درون خود نشان می دهد این منطقه زمینه ایجاد درگیری بزرگ را دارد .امریکا در سالهای اخیر در این نقطه از شام هزینه سنگینی نموده است .هم خودش حاضر است و هم کردها و تکفیری ها را در این نقطه جمع اوری نموده است و در هر حال مقدمات این نبرد تاریخی و اخرالزمانی کاملا در حال فراهم شدن است.
منتظران عزیز هم می دانند نزدیک شدن اهل بیت ع به این نقطه حرام و ممنوع است و هر چه اتفاق بیفتد به ما ارتباطی ندارد .
در نبرد قرقیسیا علاوه بر ترک ها و رومی ها چند گروه دیگر هم حضور دارند مثل قیس و بنی عباس و ... که این مسئله نشان می دهد برای این معرکه عظیم شرق و غرب اماده می شوند و حتما گنج بزرگ و بی نهایتی در ان می یابند که اینگونه عنان از کف می دهند .
به هر حال یکی از اقطاب این نبرد ترک ها هستند .بر سر مصداق ترک ها اختلاف است ولی احتمال فراوان همین ترک های امروزی یا اطراف انها هستند که در گذشته به مناطق مختلف مهاجرت نموده اند.
ایا سخنان امروز اردوغان و تهدید وی مقدمه ان نبرد است؟ ایا نبرد قرقیسیا نزدیک است؟ براساس روایات نبرد قرقیسیا در ماه شوال است و بین سفیانی و ظهور اتفاق خواهد افتاد و به نظر من این نبرد بعد از صیحه رمضان قطعی خواهد شد .
انچه از اوضاع جهان می فهمیم این است که جهان دیگر روی ارامش را نخواهد دید و بشریت قطعا به سوی یک رویارویی بزرگ که از زمان نزول انسان بی سابقه بوده در حرکت است .اگر به دور و بر خود نگاه کنیم می بینیم که دنیا چقدر تغییر کرده و مخصوصا خاورمیانه از هر زمانی وضعیتش سست تر و بی ثبات تر و دورنمایش مبهم تر است و می بینیم که همه شیاطین برای به چنگ اوردن ثروتهای مادی و معنوی اش هجوم اورده و دندان تیز کرده اند .در این دنیای پر اشوب و اخرالزمانی غرب اسیا باید قوی و متحد باشیم و در حالی که ابرهای تیره اطرافمان را گرفته اند به مسائل جزئی و کوچک فکر نکنیم .


همایش بزرگ بسیجیان سراسر کشور و اجتماع عظیم انها در ورزشگاه ازادی تهران با حضور مقام معظم رهبری حال و هوای خاصی به این اجتماع انسانی و مهدوی عظیم داد و پیام بسیار مهمی به دنیا مخابره کرد .حضور رهبری در ورزشگاه ازادی یک حضور عادی و معمولی نبود بلکه پیامی قاطع به استکبار ارسال کرد که برغم همه مشکلات ملت ایران ایستاده اند و رهبرشان را تنها نمی گذارند.شاید در سی سال اخیر چنین حضوری سابقه نداشته باشد یا اینکه فقط یکبار در گذشته صورت گرفته است که در ان نوبت هم بحث تهاجم دشمن داغ شده بود .
حضور صدهزار بسیجی در ورزشگاه ازادی یاداور دوران پر رمز و راز و اسمانی دفاع مقدس بود که ان حماسه جاویدان در فتح فاو را افرید.امروز هم رهبری تشخیص دادند که دشمن خیلی پر رو و زیاده خواه شده و باید به او نشان داد ملت ایران همان ملت دوره دفاع مقدس است .
اگر واقعیت ها و فکت های مختلف در اطراف ایران را مرور کنیم می بینیم که دشمن دارد هر لحظه حلقه محاصره را بیشتر نزدیک می کند و برای شرارت تازه هم انگیزه و هم امکانات و هم نیروی انسانی عظیمی فراهم کرده است .
دشمن محاصره اقتصادی را تنگ تر کرده ولی هنوز به مرحله مورد نظرش نرسیده است.چند هفته قبل برخی دوستان مسئله قحطی و ذخیره کردن غذا را پیش کشیدند که البته من مخالف این رویکرد بودم و اعلام کردم هنوز زمان مورد نظر فرا نرسیده است و واقعا هم هنوز چنین شرایطی شکل نگرفته است و باید قدری بیشتر جلو برویم .امسال و اوائل سال اینده شرایط حساس تر و سخت تر خواهد شد ولی هنوز به مرحله مورد نظر نرسیده ایم.نزدیک شده ایم ولی نرسیده ایم .یا برخی ها مسئله صیحه اسمانی را در رمضان سال بعد مطرح می کنند که البته من جسارت نمی کنم که بگویم چنین اتفاقی نخواهد افتاد ولی امکانش هنوز فراهم نشده و حداقل باید منتظر برخی حوادث در شام باشیم .این موضوع سبب نمی شود که بگوئیم 12 ماه اینده ماه های حساس و پر استرسی خواهند بود .
دوستان ، تحقق وعده های الهی نزدیک است .فرصت دشمن مستکبر محدود شده برای همین باید متظر اغاز شرارت هایش در ماه های اینده باشیم .این شرارت می تواند از اغاز جنگی محدود شروع و به تدریج گسترش پیدا کند .
نکته دیگری که خواستم مطرح کنم این است که اگر ردپای سلاح های خریداری شده توسط کشورهای منطقه را دنبال کنیم به نتایج مهمی خواهیم رسید که در کنار تکاپو برای ایجاد ناتوی عربی معنای خاصی بوجود می اورد.خریدهای کلان و چند ترلیونی سلاح توسط عربستان و متحدانش هیچ معنایی جز اماده کردن شرایط اغاز جنگ ندارد و در حال حاضر بخشی از سلاح های خریداری شده به اردن فرستاده شده است.ناتوی عربی الان همه شرایطش اماده است و فقط در حال کلنجار رفتن با مصر هستند که مبلغ زیادی طلب کرده است و اردن هم ظاهرا اوکی را ارسال کرده است .
دشمن در حال رد گم کردن است و می خواهد جای پای خود را پنهان کند برای همین دست به عصا راه می رود و با خلق اتفاقات جزئی در صدد پنهان کردن پروژه اصلی خود است در حالی که همه چیز مثل روز روشن شده و اتحاد کشورهای سنی و اسرائیل تکمیل شده است .در سایه بزرگنمایی خطر ایران ، فرصت طلائی برای فراموش کردن مسئله فلسطین فراهم شده است و دیگر حتی در لفظ هم اسمی از نزاع اسرائیل - فلسطین بر زبان جاری نمی شود .
به نظر من حملات نقطه زن و مهم سپاه اسلام به تجمع تکفیری ها روحیه محور عربی غربی را پائین اورده و این موشک ها پیام خوبی برای دوست و دشمن ارسال نمودند.پیام اصلی این موشک ها برای تل اویو و حیفا بودند و یهودیان را به شدت اچمز نمود.
برخی خطر جنگ علیه ایران را مطرح می کنند در حالی که موشک های نقطه زن چشم اسفندیار دشمن را در نگرانی مطلق فرو برده است و تمام مراکز تحقیاتی غرب را در تعجب محض فرو برده است .


تحلیل اخرین اتفاقات در سوریه

1397/06/9 ساعت 00 و 03 دقیقه و 10 ثانیه
طبقه بندی:سر مقاله اصلی وبلاگ (نوشته های سردبیر وبلاگ)، 

نزدیک شدن زمان پایان بحران سوریه و بسط تسلط دولت قانونی این کشور بر بیش از 80درصد از اراضی این کشور باعث تحرک بالای امریکا و کشورهای منطقه اطراف سوریه و کشورهای عربی مخصوصا دولت سعودی شده و این محور به دنبال تهدید و تطمیع دولت سوریه و شخص بشار اسد برای قطع رابطه با ایران در قبل برخی امتیازات مالی و سیاسی هستند.
8 سال از اغاز بحران سوریه در ابتدای 2011 می گذرد و این کشور عرصه تاخت و تاز قدرتهای جهانی و منطقه ای بزرگ وکوچک بوده و هست .دلایل واقعی اغاز این بحران زیاد است و از حوصله این بحث خارج است اما سه دلیل عمده در این میان مطرح می شود یکی موقعیت حساس سوریه و نزدیکی به اسرائیل و ارتباط دهنده بین ایران و حزب الله و دوم وجود منابع غنی نفت و گاز در سوریه که هنوز کشف نشده است و سوم امکان ترانزیت منابع گاز از سوریه به اروپا دیگر دلیل این بحران است که باعث برخورد منافع قدرتها شده و وضعیت را به شکل فعلی دراورده است .
نکته ای که قصد دارم در این رابطه بگویم این است که نظر به رسیدن بحران به اخر خود و رسیدن ارتش به مرزهای ادلب اشغالی توسط تکفیری ها و بر باد رفتن میلیاردها دلار سرمایه خرج شده در تخریب این کشور که توسط غرب و اعراب هزینه شد بعید است اجازه بدهند این بحران تمام شود مخصوصا اینکه هنوز تروریست های داعش و غیره هنوز در اردوگاه های امن اماده خروج هستند و هم در شمال و هم در جنوب این کشور پراکنده و گوش به زنگ هستند .گزارشها محرمانه حاکی از این است که سازمان رزم تروریست ها تقریبا دست نخورده باقی مانده و 70 درصد انها برای استراحت و تجدید قوا در مناطق مختلف اماده ایفای نقش اینده خود هستند .
بدین ترتیب به نظر می رسد برغم تلاشهای صورت گرفته توسط مردم و ارتش سوریه ، بعید است امریکا کار را رها کند و به نظر من در یکی دو سال اینده شاهد ایفای نقش مجدد انها خواهیم بود .این ایفای نقش بستگی به متغیرات مختلفی دارد که در راس انها امنیت اسرائیل مطرح است .اگر امنیت اسرائیل دچار چالش شود امکان بازی با کارت تروریست ها با ابعادی بیشتر ، زیاد است .مسئله دیگر تحولات در عربستان است .اگر این کشور دچار تحولات جدید بشود و دولت سعودی متزلزل شود ، امریکا در استفاده از تروریست ها و فشار بر زخم سوریه تردید به خود راه نخواهد داد.
امریکا حتی می خواهد از بحران سوریه برای همراه کردن اروپا با تحریم ها علیه ایران هم استفاده کند و با یک سنگ چند گنجشک را همزمان خواهد زد .نقش خبیثانه فعلی اروپا در پرونده برجام جز برای معطل کردن ان در امادگی برای اینده نیست و اگر این زمان گرفته بشود اروپا در خروج از برجام یک لحظه درنگ نمی کند و مصالح خود با امریکا را فدای رابطه با ایران نمی کند.
تحولات منطقه ای در ارتباط وثیق با هم هستند و نمی توان انها را جدا کرد .این موضوع در سوریه پیچیده تر از هر جایی است و از دست دادن تمرکز در سوریه اشتباهی بزرگ خواهد بود.
لذا بعید است امریکا در پرونده سوریه بیش از یکی دو سال صبر کند و خود امریکا هم در این زمینه دچار کمبود زمان است.


  • تعداد صفحات :43
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

وبلاگ نویس مستقل ، فعال فرهنگی اجتماعی

به اطلاع می رساند این وبلاگ _صبح قریب هیچ گونه حساب تلگرام اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی ندارد و هرگونه انتسابی به این وبلاگ تکذیب می شود و تشابه اسمی است . با تشکر مدیر وبلاگ صبح قریب


چیست این دلشوره های بیكران؟
پشت كاشی های سبز جمكران

كشتی امیددر گل تا به كی؟
بانگ اللهم عجل تا به كی؟

تا به كی از داغ هجران تو صبر؟
جلوه كن ای آفتاب پشت ابر



مرحوم حاج ملاآقاجان می فرمودند که تمام علایم ظهور به وقوع پیوسته است به غیر چند علامت حتمی که مقارن ظهور است و همواره می گفتند: منتظر علایم ظهور نباشد بلکه منتظر ظهور حضرت ولی عصر اروحنافداه باشید.




بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ ، وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ، وَعَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ، وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَیْن اَللّٰهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ، ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیٰادٍ وَابْنَ مَرْجٰانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْیانَ وَآلَ زِیادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان