فتح سفارتخانه دولت امارات در دمشق اهمیت نمادین زیادی دارد و یکی از مهم ترین انها ، گردن نهادن به تفوق و برتری محور مقاومت در منطقه است.کاری که باید 8 سال زودتر انجام می دادند و بیخود و بی جهت در برابر محوری که قدرت نظامی و جمعیتی منطقه را بر عهده دارد ، پهلوان بازی در نمی اوردند .امدن امارات و بدنبال ان بحرین نمی تواند بدون چراغ سبز سعودی انجام شده باشد چرا که این دو کشور مخصوصا بحرین ال سعود را به عنوان مرجعیت منطقه ای خود نگاه می کنند .با فتح این سفارات باید منتظر بازگشت عربستان و بقیه عربها و حتی اروپا و امریکا هم باشیم .این تغییرات سیاست خارجی چیزی جز گردن نهادن به اقتدار منطقه ای محور مقاومت نیست .اما ایا با این بازگشت فتنه های این کشورها هم تمام می شود ؟ پاسخ خیر است این کشورها عادت کرده اند انچه با زور نمی توانند تصرف کنند را با سیاست و صلح بدست اورند .نحوه مواجهه دولت سوریه در این میان اهمیت دارد و باید بدانند این کشورها چنگال خون الود خود را که باعث کشتن و اوارگی میلیونها انسان سوری شد را زیر دستکش مخملی پنهان می کنند.

با بررسی مسائل روزهای اخیر از این تغییرات دو هدف عمده دنبال می شود.اول نزدیکی به سوریه برای دور کردن ان از محور مقاومت و خاصه ایران به لطایف الحیل و دوم ایجاد جای پا برای هر گونه اقدام احتمالی اینده مثل کودتا یا تقویت مجدد گروههای تندرو و معتدل به مسمیات گوناگون.دولت سوریه امروز با این بازگشت ها باید حتی از دوران جنگ جهانی که علیه این کشور انجام شد هم باید نگران تر باشد چرا که هرگز به این مارهای خوش خط و خال نمی توان اطمینان کرد.سوریه باید تلاشهای ایران و حزب الله لبنان را سرلوجه کار خود بداند و هرگز اشتباه تاریخی عراقی ها در اطمینان به امریکا و غرب و متحدان انها را تکرار نکند چرا که اگر اینطور شود حتی همین ارامش نیم بند را نخواهند یافت.

نکته اخر اینکه به نظر می رسد حاکمان دنیا در اینده برای ایران برنامه ای داشته باشند و نزدیکی به سوریه فقط تله ای باشد برای زدن دست های قدرتمند تهران و برای این باشد که از پشت جبهه اینده خود اطمینان حاصل نمایند و سوریه را به سمت خویشتن داری یا بی طرفی با هدف ایجاد فاصله بین اجزای مقاومت با راس این جبهه وادار نمایند.دولت سوریه باید بداند اولین متضرر این اقدام خودشان خواهند بود چرا که قلعه ایران در هر حالتی فتح نخواهد شد و این قطعی و بی تردید است .جبهه مقاومت و انتظار باید یک پیکر واحد باشد از مزارشریف تا سواحل دریای مدیترانه تا یمن و غیره باید در راستای همدیگر عمل کنند و اصول کار فراموش نشود.